خطايى ، على اكبر

439

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

دارد . ما در چنين سفرى كه با برنامه و نظم حركت مىكنيم به تدريج بر وسعت و دايرهء اطلاعات خود در آن باب مىافزاييم . شروع كسب اطلاع از تهران بود و آن وقتى بود كه از يكى از اعضاى سفارت چين در تهران گفت كه شاعرى نامور در قرن چهارم پنجم هجرى در چين بود كه پدرش ايرانى بوده است . همين مطلب را آقاى اميدوارى ابرقوهى كاردار ايران در پكن كه هفت سال از عمر را در چين گذرانيده و دانا بر احوال چين شده و ديوان چينى شاعر را خوانده است نيز به ما يادآورى كرد . آثار ارتباط ميان چين و ايران كم نيست . مناسبات مدنى متنوع است و مراودات تاريخى و پيوندهاى اساطيرى و افسانه‌اى بسيار . عده‌اى از گياهان را ما از چين آورده‌ايم و در قبال آن تعدادى گياه را چينيان از ايران به چين برده‌اند . لوفر Laufer دانشمند امريكائى در كتاب بسيار عالمانهء Sino - Iranica تفصيلى محققانه درين موضوع داده است . بايد كتاب را به فارسى ترجمه كرد تا حق مطلب پوشيده نماند . درين كتاب نشان داده است كه چينيان چه سهمى در تاريخ تمدن ايران باستان داشته‌اند . از بيست سى گياه صحبت مىكند كه در تمدن دو كشور رابطه برانگيز بوده است . از پارچه‌هاى عصر ساسانى ايران ياد مىكند كه به سرزمين چين مىآمده است . اسم كتاب « سينوايرانيكا » است ولى فصل نهايى كتاب را « ايرانوسينيكا » نام داده است . مىدانيم كه پورداود بسيارى از مطالب او را در كتاب هرمزد نامهء خود آورده است . در هر برخورد و گفتگو كه با چينيان فرهنگمند داشتيم نكته‌هايى چند از گذشتهء هم پيوندى شنيديم . فى المثل در دانشگاه پكن ( شعبهء زبانهاى خاورى ) از آقاى چىهيان‌لين Chi Hiyen Lin استاد زبان سانسكريت و مدير مؤسسهء مطالعات آسياى شرقى در آكادمى علوم اجتماعى شنيديم كه بر كوههاى ناحيهء دالى Dali از استان « ينان » نقاشيهاى ديوارى هست كه چهره‌هاى ايرانى در آنها ديده مىشود . اين سنگ تراشيها از قرن نهم ميلادى است و زير آنها به چينى قيد شده است كه اين نقشهاى برجسته نمودار چهرهء ايرانيان است . ايران را در چينى « پوسى » مىگويند كه ظاهرا تلفظى است از فارسى : . Po - Si